<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://bsdavood.loxblog.com</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com</link>
<description> </description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>بازاريابي شبكه اي گلدکوئست  نيست...</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/بازاريابي-شبكه-اي-گلدکوئست-نيست</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/بازاريابي-شبكه-اي-گلدکوئست-نيست</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;

این حقیقتاً جالب است که اکثر افرادی که در ایران در زمینه بازاریابی شبکه&zwnj;ای کار می&zwnj;کنند، فکر می&zwnj;کنند که بازاریابی شبکه&zwnj;ای یعنی گلدکوئست و گلدکوئست یعنی بازاریابی شبکه&zwnj;ای، علت این موضوع، سابقه&zwnj;ی دیرینه دارد در فرهنگ شنیداری - و اکثراً بدون مطالعه و تحقیق - ما ایرانی&zwnj;ها، حتماً شما هم این را شنیده&zwnj;اید که در زمانهایی نه چندان دور، اکثر کالاهایی که توسط تجار برای اولین بار به کشور وارد می&zwnj;شدند و مورد استفاده عموم قرار می&zwnj;گرفتند، به نوعی نام تجاری خود را تا آن حد بین مردم جا می&zwnj;انداختند (هویتمند می&zwnj;کردند) که گویی تنها نوع کالای تولید شده از آن نوع، فقط همان &laquo;مارک یا علامت&raquo; تجاری بوده است و بس. یک زمانی اگر مردم می&zwnj;خواستند بگویند آبگرم&zwnj;کن یا بخاری جدیدی خریده&zwnj;اند، می&zwnj;گفتند یک &laquo;دئوترم&raquo; جدید گرفته&zwnj;اند، برای &laquo;دستمال کاغذی&raquo;، می&zwnj;گفتند &laquo;کلینکس&raquo;، مایع نرم&zwnj;کننده لباس را می&zwnj;گفتند و برخی هنوز هم می&zwnj;گویند &laquo;سوسافت&raquo;، یا وقتی می&zwnj;خواهند به مته و درل (دستگاهی برای سوراخ کردن در، دیوار یا سقف) اشاره کننده، می&zwnj;گویند &laquo;بلک&zwnj;انددکر&raquo; حال آنکه، اینها نام&zwnj;های تجاری هستند و این در حالی است که دهها مارک تجاری دیگر نیز دارند همان نوع کالا را عرضه می&zwnj;کنند. به همین ترتیب است بازاریابی شبکه&zwnj;ای که تاریخچه بوجود آمدن، تکامل تدریجی و توسعه آن باز میگردد به سالها پیش از بوجود آمدن شرکتهایی مثل گلدکوئست و امثالهم.&nbsp;
&nbsp;
&laquo;بازاریابی شبکه&zwnj;ای&raquo; در حقیقت مدلی برای بیزنس یا کسب و کار است برای فروش مستقیم کالا یا خدماتی با ایجاد نوعی درآمد برای افرادی که وارد این شبکه توزیع شده اند که به آن&nbsp;Residual Income&nbsp;- یا درآمد رسوبی - گفته می&zwnj;شود و با توجه به دایره نفوذ افراد و تکیه بر یک تساعد هندسی گسترش و توسعه می&zwnj;یابد. تاکید ما برای ایجاد آگاهی در میان مردم این قسمت قضیه است که: &laquo;برای هر نوع کالای مصرفی یا خدمات، می&zwnj;توان از مدل بیزنس &laquo;بازاریابی شبکه&zwnj;ای&raquo; یا&nbsp;MLM&nbsp;استفاده کرد.&raquo; - اینترنت و دیگر استراتژی&zwnj;های بازاریابی اینترنتی به عنوان ابزار یا خدماتی قوی می&zwnj;توانند به کمک &laquo;بازاریابی شبکه&zwnj;ای&raquo; آمده، گسترش و نفوذ آن را سرعت دهند.&nbsp;
&nbsp;
تاریخچه&zwnj;ی بازاریابی شبکه&zwnj;ای&nbsp;
&nbsp;
حقیقت این است که هیچکس به درستی نمی&zwnj;داند که بازاریابی شبکه&zwnj;ای از کجا و چگونه آغاز شده است. داستانها و روایت های مختلفی در این زمینه نگارش شده است و صحت و سقم آن به درستی مشخص نیست چرا که این مدل کسب و کار یا&nbsp;Business Model&nbsp;به مرور زمان و به تدریج، طی گذشت سالها پیش از جنگ جهانی دوم تکامل یافته است. اصولاً مقوله بازاریابی علمی و حتی آکادمیک (به عنوان یک رشته تحصیلی) از اواسط قرن بیستم شکل گرفته است و به همین ترتیب است سایر اشکال بازاریابی. اما اکثر کارشناسان، فعالان و ناظران در این زمینه اتفاق نظر دارند کمپانی&nbsp;Nutrilite&nbsp;که در حال حاضر به عنوان بخش یا زیر مجموعه&zwnj;ای از&nbsp;Amway&nbsp;شناخته می&zwnj;شود اولین شرکتی بوده است که &laquo;بازاریابی شبکه&zwnj;ای&raquo; یا&nbsp;MLM&nbsp;را به صورت واقعی به کار برده است. از دید ناظران، این شرکت علاوه بر اینکه بنیان&zwnj;گذار بازاریابی شبکه&zwnj;ای است، در حقیقت، بنیان&zwnj;گذار صنایع مکمل&zwnj;های غذایی و ویتامینهای خوراکی نیز بوده است که فعالیت&zwnj;شان در این زمینه باز می&zwnj;گردد به سالهای&nbsp;۱۹۲۰.&nbsp;عده&zwnj;ای بازاریابی شبکه&zwnj;ای را محصول قرن بیستم می&zwnj;دانند با یک تاریخچه&zwnj;ی یکصد ساله، عده&zwnj;ای آن را مقوله&zwnj;ای هفتاد هشتاد ساله می&zwnj;دانند با توجه به فعالیت&zwnj;های کمپانی&nbsp;Nutrilite&nbsp;در زمینه صنایع غذایی و برخی دیگر از فعالان و کارشناسان، با توجه به فراگیر شدن آن، تاریخچه&zwnj;ی بازاریابی شبکه&zwnj;ای را حدود چهل پنجاه سال می&zwnj;دانند، تقریباً از زمانی که قوانینی برای کنترل آن (در امریکا) وضع گردید. اما آنچه که در مورد تاریخچه بازاریابی شبکه&zwnj;ای جالب و غیر قابل انکار است، ارتباطی است که&nbsp;MLM&nbsp;با صنایع غذایی داشته است و بدون شک پیشرفت و توسعه صنایع غذایی امریکا، موفقیت چشمگیر خود را مدیون شرکتهایی است که از بازاریابی شبکه&zwnj;ای استفاده کرده&zwnj;اند.&nbsp;
&nbsp;
آغاز&nbsp;
&nbsp;
آنچه که در تاریخ ثبت شده است اشاره ای به چگونگی بوجود آمدن این ایده ندارد. در سال 1949 دو جوان به نام&zwnj;های ریچ دووس&nbsp;Rich DeVos&nbsp;و جی وان&zwnj;اندل&nbsp;Jay VanAndel&nbsp;توزیع کننده محصولات کمپانی&nbsp;Nutriliteبودند، این دو جوان توانسته بودند ظرف مدت یک دهه سازمان بزرگ و موفقی را در سرتاسر امریکا ایجاد کنند و به این ترتیب فروش فوق العاده&zwnj;ای را برای کمپانی و درآمدی برای فروشنده&zwnj;های مستقیم کالاها بوجود آورند. اما از اواخر سالهای 1950 مشکلی بوجود آمد و آفتی به جان شرکتهای&nbsp;MLM&nbsp;انداخت و همین مشکل باعث شد که سازمان یا شبکه آنها را در هم بکوبد. در واقع، بازوی تولید کننده&zwnj;ی کمپانی&nbsp;Nutrilite&nbsp;از بازوی بازاریابی کاملاً جدا بود و در چنین شرایطی (و نه فقط در&nbsp;MLM&nbsp;که در همه&zwnj;ی بیزنسها) به سادگی می&zwnj;توان مشاهده کرد که بازوی بازاریابی پول بیشتری در&zwnj;می&zwnj;آورد و البته این چیز عجیبی نیست و کاملاً طبیعی است که در زندگی یا در هر صنعتی، افرادی که تولید کننده ها را به بازارهایشان متصل می&zwnj;سازند بیشترین سهم را از فروش (قیمت فروش) به دست می&zwnj;آورند. معمولاً در چنین شرایطی است که بین تولید&zwnj;کنندگان و بازاریاب&zwnj;ها یک حالت بلاتکلیفی و سرگردانی یا اصطلاحاً&nbsp;Standoff&nbsp;بوجود می&zwnj;آید. به همین دلیل است که این دو جوان شدیداً تحت نظر قرار می&zwnj;گیرند و مدام برایشان اخطاریه می&zwnj;رود و ایجاد مزاحمت می&zwnj;شود. سازمان &zwnj;شان به سرعت کوچک و کوچک تر می&zwnj;شود و عدم وجود محصول برای توزیع و نیز عدم درآمد مکفی حاصل از فروش باعث این تحلیل سریع شبکه&zwnj; توزیع&zwnj;شان می&zwnj;شود. همین امر باعث می&zwnj;شود که دو طرف به هیچ روی نتوانند با هم به توافق برسند و به همین دلیل است که این دو جوان تصمیم می&zwnj;گیرند محصول خودشان را داشته باشند تا مجبور نباشند چیزی را بازاریابی کنند که دیگر وجود ندارد. آنچه پس از این بوجود می&zwnj;آید به نوعی مثل یک افسانه می&zwnj;ماند. در&nbsp;۱۹۵۹&nbsp;این دو جوان، شرکت خودشان را تاسیس می&zwnj;کنند.&nbsp;
&nbsp;
در سال&nbsp;۱۹۵۹&nbsp;کمپانی&nbsp;Amway&nbsp;فعالیت خودش را آغاز می&zwnj;کند و ظرف ده سال که از فعالیت آن می&zwnj;گذرد، می&zwnj;تواند کمپانی&nbsp;Nutrilite&nbsp;را بخرد. موسسین این شرکت بدون اینکه بخواهند خودشان را به گذشته سرگرم کنند، چشم به آینده دوختند و شرکتی را ساختند که حتی در حال حاضر (زمان نگارش این مطلب&nbsp;۱۹۹۹)&nbsp;نیز بزرگترین شرکت&nbsp;MLM&nbsp;در دنیاست. البته موفقیت و نوع موفقیت آنها چنان چشمگیر بود که بار دیگر توجه و نگاه&zwnj;ها را به خود جلب کرد و همین موضوع باعث شد تا یک عالم شرکت&nbsp;MLM&nbsp;جدید نیز به آنها بپیوندند. امریکایی ها معتقدند که همیشه و در هر جایی یک &laquo;نیمه تاریکی&raquo; هم وجود دارد. شرکتهای بسیاری با اجناس تقلبی و زیر پا گذاشتن مسائل اخلاقی و قوانین محلی یا ایالتی مثل قارچ روئیدند و طرحها و سیستمهای تقلبی و غیر قانونی&zwnj;شان موجب شد تا مشکلات جدیدی برای شرکتهایی که به صورت قانونی&nbsp;MLM&nbsp;را به کار می&zwnj;بردند بوجود آید. شرکتهای قانونمند و متعهد&nbsp;MLM&nbsp;اولین شخصیتهای حقوقی بودند که خودشان بر علیه شرکتهای متقلب از دولت امریکا خواستند تا با وضع قوانین مشخصی به میدان بیاید و فعالیتها را تحت نظر بگیرد.&nbsp;MLM&nbsp;طی سالهای بعد از این و تا امروز بسیار توسعه یافته و کامل تر شده است. شرکتهای بسیاری نه فقط در امریکا که در اقصی نقاط جهان با استفاده از این مدل کسب و کار توانسته&zwnj;اند کالا و خدماتشان را بازاریابی کنند و شبکه&zwnj;های فعال، با انگیزه و گسترده&zwnj;ای از فروشنده&zwnj;&zwnj;های مستقیم را بوجود آورند.
&nbsp;
شاد و پیروز و با انرژی باشید
&nbsp;
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مساله چیست؟</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/مساله-چیست</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/مساله-چیست</guid>

<description><![CDATA[
استادی وارد کلاس شد. سه رقم 2 4 8 را روی تخته سیاه نوشت و سپس رو به شاگردان کرد و پرسید:&laquo; خوب، پاسخ چیست؟&raquo;
برخی از شاگردان گفتند:&laquo; جمعش می شود 14.&raquo;
استاد سرش را به علامت منفی تکان داد.
برخی دیگر گفتند:&laquo;یه تصاعد عددی است و عدد بعد هم می شود 16.&raquo;
استاد سرش را به علامت منفی تکان داد.
عده ای که در ته کلاس نشسته بودند گفتند:&laquo;جوابش می شود 64.&raquo;
باز سرش را به علامت منفی تکان داد و گفت:&laquo;نه.&raquo; همه ی شما در دادن پاسخ عجله کردید.هیچکدام نپرسیدید:&laquo;مسأله چیست؟
مادامی که این سوال کلیدی را نپرسیده باشید نه تنها قادر به تشخیص مسأله نخواهید بود بلکه پاسخ آن را هم نخواهید یافت.&raquo;
&nbsp;

حق  با استاد است این امر به قدری ساده و پیش پا افتاده است که اغلب به  فراموشی سپرده می شود. اکثریت قریب به اتفاق ما در غالب موارد به آن که  اطلاع درستی از صورت مسأله ای داشته باشیم پاسخ فوری به آن می دهیم.

 نکته: درک مشکل مساوی با حل آن نیست اما چنانچه مشکلی را خوب درک نکنید هرگز راه حلّی را نیز برای آن نخواهید یافت.

]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دوستانی دارم!</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/دوستانی-دارم</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/دوستانی-دارم</guid>

<description><![CDATA[



چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم.
&nbsp;
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه، دم در ایستاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است..
&nbsp;
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود!
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم.
&nbsp;
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان!
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست!
&nbsp;
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
وز همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
&quot; مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.&quot;
&nbsp;
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!


]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اثرات کلام</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/اثرات-کلام</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/اثرات-کلام</guid>

<description><![CDATA[
کلمات،  تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه  منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم  است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.
با  این که مفهوم کلی عبارت &ldquo;من بیمار نیستم&rdquo; مثبت است اما کلمه &ldquo;بیمار&rdquo; واژه  منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات  متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله &ldquo;فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان  بخری&rdquo; احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم &ldquo;یادت باشد که هنگام  برگشتن نان بخری&rdquo;، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند  و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.
و  یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله &ldquo;آرام باش&rdquo; بیشتر از جمله &ldquo;داد نزن&rdquo;  تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل &ldquo;خسته نباشی&rdquo;، &ldquo;دستت درد  نکند&rdquo; و&hellip; در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و&hellip; می  شود.
وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع &nbsp;به  ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر  گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و&hellip;) تخلیه کنید آنگاه  شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای بد نیستم؛ بگوییم :&zwnj; خوب هستم
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای گرفتارم؛ بگوییم : &zwnj;در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای فقیر هستم؛&zwnj; بگوییم : ثروت کمی دارم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم : مسئله را خودم حل می&zwnj;کنم
به جای من مریض و غمگین نیستم؛&zwnj; بگوییم :&zwnj; من سالم و با نشاط هستم
به جای زشت است؛ بگوییم :&zwnj; قشنگ نیست
به جای چرا اذیت می&zwnj;کنی؛ بگوییم :&zwnj; با این کار چه لذتی می&zwnj;بری
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم
به جای متنفرم؛ بگوییم : دوست ندارم
به جای دشوار است؛ بگوییم : آسان نیست
&nbsp;

.

&nbsp;

به امید اینکه واقعا به طرز سخن گفتن اهمیت دهیم و این صرفا یک شعار نباشد.

خدا قوت !]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اگه دلت گرفته...</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/اگه-دلت-گرفته</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/اگه-دلت-گرفته</guid>

<description><![CDATA[
اگه دلت گرفته؛ اگر فکر می کنی هیچی آرومت نمی کنه؛ اگه از همه کس و همه  چی خسته شدی؛ اگه بی حوصله شدی؛ اگه از ته دل ناراحتی؛ اگه مدام اتفاقای بد  می افته؛ اگه هیچ کس درکت نمی کنه؛ اگه... اگه... اگه...
 
 بدون فقط یه کار باید بکنی... نگاهتو عوض کنی!

خدا خیلی دوستت داره که وقتی درس نمی خونی نمره ت بد می شه. اگه نمره ت  خوب می شد تو دیگه درس نمی خوندی و اتفاقای بدتری برات می افتاد.

خدا خیلی دوستت داره که وقتی اشتباهی می کنی مامان دعوات می کنه... اگه دعوات نمی کرد تو مدام اشتباه می کردی و زندگیت نابود می شد.

خدا خیلی دوستت داره که همه بهت گیر می دن. این نشون می ده که برای خیلی ها مهمی و دوست ندارن از دست بری...

خدا خیلی دوستت داره که امروز ماشین خراب بود و تو دیرتر به کلاست رسیدی. چون شاید تصادف می کردی و اصلا نمی رسیدی.

خدا خیلی دوستت داره که قرارت با دوستت به هم خورد. چون شاید می خواست حرفای اشتباهی بهت بزنه و ناراحتت کنه و الان پشیمون شده...

می بینی؟... می تونی با عوض کردن نگاهت همه چی رو مثبت کنی... به آرزوهات  برسی و نگران نباشی. آروم بشی. وقتی دلمون گرفته، یا از چیزی ناراحتیم یا  می ترسیم. یا غصه گذشته یا ترس از آینده... وقتی همه چی رو از خدا بدونیم،  وقتی مطمئن باشیم خدا دوستمون داره و مواظبمون هست... کارهامون رو به سمت  اون جهت می دیم و اون وقته که همه چی سر و سامون می گیره...

توکلت الی الله...
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>رهایی ازبیکاری</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/رهایی-ازبیکاری</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/رهایی-ازبیکاری</guid>

<description><![CDATA[
جست&zwnj;وجو برای یک شغل جدید می&zwnj;تواند یک تجربه دلسردکننده و  ناامیدکننده باشد. ممکن است بدون هیچ دلیلی رد شوید یا سوالاتی از شما  پرسیده شود که میل ندارید به آنها پاسخ دهید یا معیارهایی که با آن مورد  قضاوت قرار می&zwnj;گیرید برای شما ناشناخته باشد.
&nbsp;
شاید به همین خاطر  باشد که بسیاری از افراد با تاخیر روانه بازار کار می&zwnj;شوند، حتی با وجود  اینکه می&zwnj;دانند اکنون زمان عمل برای آنهاست. به عنوان مثال، من در یک مورد،  مشاور یکی از عوامل خدمات مشتریان بوده&zwnj;ام و البته خود این شخص آگاه بود  که باید شغلش را ترک کند. او پس از دو سال که در آن شرکت بدون ترقی و بدون  رشد سپری می&zwnj;کرد، خود را کم ارزش و خسته یافته بود. او به خاطر تاخیر در  یافتن شغل جدید بهانه&zwnj;های زیادی داشت، چرا باید به دنبال شغل جدیدی باشم  وقتی پیدا کردن همین شغل برای من مثل کابوس بود؟ چرا شغل جدیدی بیابم وقتی  همه می&zwnj;دانند که در وضعیت فعلی اقتصاد چقدر سخت است که بتوان کار جدیدی  یافت؟ به همین دلایل، او در آن شرکت باقی ماند تا اینکه در نوبت بعدی تجدید  ساختار شرکت، او اخراج شد.
البته من توصیه نمی&zwnj;کنم  که هر گاه از شغل فعلی&zwnj;تان خسته شدید، به سراغ کار دیگری بروید. اما خوب  است که موقعیت فعلی خود را همیشه مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید تا ببینید  آیا نشانه&zwnj;هایی برای دستیابی به یک موقعیت بهتر وجود دارد؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ام هیل</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/ام-هیل</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/ام-هیل</guid>

<description><![CDATA[
ام هيل(كفي طبي)
وقتی راه می&zwnj;رویم، می&zwnj;ایستیم یا آهسته می&zwnj;دویم، وزن  یا جرم بدن ما نیرویی را به سمت پایین وارد می&zwnj;کند که این نیرو از طریق  تنها نقطه اتصال ما با زمین، یعنی &laquo;پا&raquo; به زمین اعمال می&zwnj;شود. 
&nbsp;
زمین در حالت طبیعی خود به قدر کافی سفت است؛ اما در بیشتر موارد  به&zwnj;وسیله سیمان، چوب، سنگ فرش ,آسفالت و مجموعه&zwnj;ای از دیگر موادی که تولید  ضربه می&zwnj;کنند، پوشیده شده است و وقتی روی این سطوح هزاران قدم برداشته شود،  اثر جمع&zwnj;شونده این ضربه&zwnj;ها باعث ا حساس کوفتگی و درد در پاها، ران&zwnj;ها و  قسمت پشت خواهد شد
&nbsp;
تجربه شخصی هر فردی نشان می&zwnj;دهد که کفش&zwnj;ها نمی&zwnj;توانند کمک زیادی  در این موارد داشته باشند؛ زیرا بیشتر کفش&zwnj;ها به قدری سفت هستند که حتی  می&zwnj;توان با آنها میخ را به دیوار کوبید
از نظر انرژيکي در کف پا چاکراهاي کوچکي وجود دارن, فعال بودن  انرژی در کف پا موجب تحريک اين چاکراها مي گردد و انرژي را به چاکراهاي  قاعده اي مي رساند و بدين طريق موجب فعال شدن چاکراها میگردد
این محصول به غیر از موارد بالا برای افراد دیگری نیز بسیار کار آمد است
بیماری قند یا دیابت: کسانی که مبتلا به دیابت هستند خون در پای  آنها کمتر از دیگران جریان دارد که به این علت مجبور از استفاده از  داروهای و ورزش های خاصی هستند .ديابت بيماري نسبتاً شايعي است كه به مرور  عوارض ناخوشایندی را&nbsp; ايجاد مي&zwnj;كند. يكي از خطرناك&zwnj;ترين عوارض ديابت ايجاد  زخمهاي مزمن در پا مي&zwnj;باشد كه نهايتاً مي&zwnj;تواند منجر به قطع عضو گردد.این  محصول می تواند با گردش منظم خون درپا ودر کل گردش سیستم خون شما به این  بیماری وبیماریهای مشابه مانند آرتروز،واریس،گرفتگی ماهیچه، خون موردگی در  مچ یا روی پا&nbsp; ، پینه بستن انگشتهای پا یا اطراف پنجه و.... کمک شایانی  انجام دهد و افراد عادی نیز بعنوان پیشگیری میتواند از این محصول استفاده  کنند
کفي کفش طبی و انرژی زا بازاريابان ايرانيان زمين
&nbsp;اين محصول علاوه بر استفاده بعنوان کفی طبی رایج در بازار که  اطلاعات آن را در بالا مطالعه کرده اید با استفاده از تکنولوژی انحصاری  امزاید انرژی زا شده که دارای یون منفی است و جهت تحريک نقاط کف پا استفاده  مي شود و در درمان درد زانو , پا و براي کساني که مدتي طولاني روي  پاهايشان مي ايستند یا می نشینند بسیار مفيد است
&nbsp;
قدم به قدم تا سلامتی:
&nbsp; با معرفی و ارائه روش ابداعی و متحول کننده کفی  پاشنه از شرکت آمگا گلوبال باید گفت که این کفی راحتی فوق العاده ای برای  پاشنه های پای فراهم میآورد و لایه ی بالشتک های اضافی پاشنه,&nbsp; دارای ژل  سیلیکن متراکم دوبل باعث میشود که بطور طبیعی شوک ها و ضربه های وارده بر  پاشنه ی پا را جذب کند. مناسب استفاده در هر نوع کفش , سن وسال و فعالیتهای  گوناگون اقشار مختلف جامعه میباشد
&nbsp;
&nbsp;
کفی پاشنه از سیلیکن بسیار با کفیت درست شده است ,این  امر در نهایت آسایش و راحتی ویژه ای را برای کف پا فراهم آورده و از آن  کاملا محافظت مینماید 
&nbsp;
کفی با دایره های هم مرکز سیلیکن به رنگ آبی با حجم  تراکم نرمتر طراحی شده&nbsp; باعث میشود که شوک های وارده بر پا بهنگام برخورد  با زمین را جذب نماید و از ایجاد و افزایش درد در ناحیه مختلف پا جلوگیری  نماید
برخلاف پدهای پاشنه رایج در کفی های کفش موجود در  بازار, این کفی بطورعملی با پودر یون ارتقاع شده که میتواند یونهای منفی  تخلیه نماید که باعث شادابی و عدم خستگی پای شما میشود
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جوري زندگي كن كه</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/جوري-زندگي-كن-كه</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/جوري-زندگي-كن-كه</guid>

<description><![CDATA[



&nbsp;

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
 
&nbsp;

&nbsp;

مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
 
&nbsp;

&nbsp;

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
 
&nbsp;

&nbsp;

و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
 
&nbsp;

&nbsp;

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که 
 
&nbsp;

&nbsp;

&quot;ای کاش&quot;
 
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;

تکیه کلام پیریت نشود...

به امید موفقیت همه]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>طنزهای نتورکری</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/طنزهای-نتورکری</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/طنزهای-نتورکری</guid>

<description><![CDATA[

طنزهای  نتورکری این مقاله تنها جهت شوخی و فان نتورکرها می باشد و به هیچ عنوان  قصد توهین و اهانت به این انسانهای بزرگ را ندارم! امیدوارم از خواندن  اونها لذت ببرید! 




1-اگه كسی بهت گفت: 
دوستت دارم! میمیرم برات! فدات شم! زود باور نكن!!! اگه می  خوایی امتحانش كنی....... بهش بگو: فردا یک ساعت وقتتو بهم میدی؟ یه موقعیت  تجاری جدید بهم پیشنهاد شده که... . 


2-اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان پرزنت زیاد داشته ولی ورودی... نه! 


3-جدیدترین جمله های عاشقانه: 
تو رو از دایرکتم هم بیشتر دوست دارم حاضرم پسورد همه جایگاه هام رو بدم بهت! 

4-میدونی بنی&zwnj;آدم اعضای یكدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو زیر مجموعه منی! 
5-یه روز یه نتورکره تو هواپیما تفنگو می ذاره رو مخ خلبان و میگه: یالا بگو پسورد یوزرت چیه؟ 
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا به بازاریابی شبکه ای پيوستم ؟</title>
<link>https://bsdavood.loxblog.com/چرا-به-بازاریابی-شبکه-ای-پيوستم</link>
<guid>https://bsdavood.loxblog.com/چرا-به-بازاریابی-شبکه-ای-پيوستم</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
چرا به بازاریابی شبکه ای پيوستم ؟
مثلا  تا حالا از خودتون پرسیدین که چرا اینقدر برای شما حیاتیه که این بیزینس  رو انجام بدین؟ یا چرا اینقدر مهم و حیاتیه که موفق بشین؟ اکثر افراد  اهدافشون رو می گن و مینویسند. درسته، شما به اهداف نیاز دارین. اما why  شما یک دلیل بسیار بسیار بسیار بزرگه که همواره شمارو گرم نگه میداره.
آتش  شما کجاست؟ عاشق چی هستی؟ از چی متنفری؟ چه چیزی واقعاً واقعاً برات مهمه؟  صادقانه چی می خوای؟ چه موقعیتی از زندگیت هست که میخوای از شرش خلاص بشی و  دیگه هرگز هرگز و هرگز به سراغت نیاد؟ اینا اهداف نیستند، پول هم نیستند.  اغلب افراد میگن که why شون پوله. چون اونا می خوان صورتحساب سنگین  بیمارستان رو بپردازن یا می خوان ماشینشون رو عوض کنن یا ... . اما why  واقعی شما هرگز پول نیست. به این بستگی داره که شما واقعا کی هستید؟ عامل  محرک شما باید چیزی بیش از پول باشه. Why شما چیزیه که شما واقعا می  خواین... یا چیزی که شما می خواین واقعا از شرش خلاص بشین و یا هر دو. اگر  why شما 70% باشه و شما به مانع 72% برسید، رفتنی هستید، ناپدید می شید.  اما اگر why شما 99.9% باشه شما در این بیزینس می مونی و پیروز میشی. به چه  دلیل روی این سیاره زندگی می کنی؟ تو یه مایه هایی، تو اینجایی تا زندگیها  رو تغییر بدی، رو زندگی بقیه تاثیر بذاری و به مردم کمک کنی. تو این زندگی  می ارزه که چه کاري انجام بدی؟ یه بیزینس جدید همیشه ریسک داره. مردم به  دو دلیل ریسک می کنن: یکی برای جلوگیری از ناراحتی و ناخشنودی و ...دیگه  برای بدست آوردن خوشی و مسرت و... .
جواب دادن به سوالات زیر ممکنه که به شما کمک کنه که why تون رو پیدا کنید:
- چند ساعت در هفته کار می کنی؟
- عاشق چه جور کاری هستی؟
- از چه جور کاری متنفری؟
- در زمانهای آزادت چکار می کنی؟
- اگر دو ماه تعطیلات داشتی و هر چی پول می خواستی فراهم بود، چکار می کردی؟
- با چه جور افرادی دوست داری کار کنی؟
- چه مسئله ای هست که تو رو تا سرحد مرگ میترسونه، و پول بیشتر میتونه حلش کنه؟
- چه چیزی تو زندگیت هست که باعث نفرت تو می شه و پول بیشتر میتونه اونو حل کنه؟
- اگر همۀ پولی که می خواستی، داشتی چه مسئلۀ بزرگی حل می شد؟
- اگر همۀ زمانی رو که در دنیا هست در اختیار داشتی چکار می کردی؟
- بجز پول دنبال چه چیز دیگه ای هستی؟
- خانواده ات برای تو چه معنایی داره؟
- برای رشد شخصی خودت چی می خوای؟
- در طول زندگی ات، می خواهی چه کاری رو به پایان برسونی؟
- از چه چیزی تا حد مرگ می ترسی؟
- برای تو چه معنایی داره که زندگی دیگران رو تغییر بدی؟
- چه چیزی در زندگیت تورو واقعا هیجان زده می گنه؟
- چه چیزی در زندگیت تورو واقعا عصبی می کنه؟
- به افرادی که عاشقشون هستی دوست داری چی بدی؟
- چه چیزی واقعاً واقعاً احساسات تورو برمی انگیزه؟
چه  چیزی می تونه تو رو تحریک کنه که از رختخواب بلند شی؟ چه چیزی باعث می شه  که تلویزیون رو خاموش کنی؟ چه چیزی تورو تحریک می کنه که به کسی که ازت  اطلاعات بیشتری راجع به بیزینست خواسته، زنگ بزنی؟ خلاصه سوالم اینه که  چطور تحریک می شی؟
قدم  اول، نوشتن why است و اگر شما حاضر به پرداخت این هزینۀ اندک هم نیستید،  من میتونم وقتم رو با کس دیگه ای بگذرونم!! سه تا از بزرگترین دلایلتون رو  که چرا شما باید در این بیزینس موفق بشین، بنویسید. این یه بازی بیمزه  نیست، زندگی واقعیه !
بدون why ، امیدی نیست. (No 'WHY' ? No hope! )
90%  افرادی که وارد یه بیزینس می شن هرگز دلایلشون رو نمی نویسند. پس اگه شما  اونارو بنویسید این شاخص بسیار بسیار خوبیه. پس دلایلتون رو بنویسید و  اونارو مدام بهترو بهتر کنید. فقط خودت می دونی که آیا اونا به اندازۀ کافی  برای تو مناسب هستند یا نه؟ پس 3 تاشون رو بنویس، و سپس بیشتر فکر کن.  پروارشون کن. بزرگترشون کن. اونقدر روشون کار کن که بگی &quot; خدایا خودشه !!! &quot;
اون موقع تو واقعاً تو این بیزینس هستی!
برگرفته از وبلاگ نتورکرسعیدصادقی ازمشهدhttp://www.biz-mashhad.blogfa.com
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:28:21 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

